رسیدن بخیر
رسیدن
شاید نرسیدن به رسیدن باشد وشاید رفتن
وتو اکنون در گوشه تنهایی خود مانده ای که به کجا رسیدی
رسیدن همیشه رسیدن نیست گاهی رفتن است
رفتن به کنج باغ تنهایی کنار گل سرخ آرزوها
ونوازش تن زخمی احساست که چرا رسیدی
وشاید کندن علفهای هرز کنار باغچهء احساست باشد
نمیدانم آیا این رسیدن بخیر است یا ...
ولی هر چه که هست حس خوبی نیست
دستان سرد پاییز را دیگر چه باید کرد که صورت سبز برگهای
درخت تنهاییت را چنگ میزند
ویکی یک آنهار از تن خسته آرزوهایت جدا میکن
نمیدانم ......
دست نوشته خلوت تنهایی من



آرامش آن است که بدانی هر گام دست تو