هفته دفاع مقدس گرامی باد


 

 

 


دوستانی که مایل با شن  کد این فلشی دا خل نظرات اولین نظر کپی برداری کنند


 

 

چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است *


 چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است


روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش 


عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .


یاد و خاطره شهیدان گرامی باد

 

 


 

 


امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا***  با صدای سالار عقیلی****

 http://s2.picofile.com/file/7143754729/Salar_Aghili_Hala_Chera.ogg.html


به یادت ای دوست میخوانم شب و روز 

با همه گونه خیس میخوانم 

بادلی خسته و بیمار میخوانم 

هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی    بد و هرزه باشد

بودا به دهی سفر كرد ...




زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد




بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .




كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و

 

گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید

 

 بودا به كدخدا گفت :  یكی از دستانت را به من بده

 




كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت

 

 

آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن كدخدا بیشتر تعجب كرد و 



گفت:  هیچ كس نمی‌تواند با یك دست كف بزند بودا



 

 لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی

 

 بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه



 باشند . بنابراین مردان و پول‌هایشان است كه از این زن،



 

زنی هرزه ساخته‌اند

 

 

 

امام علی (ع)

 

 


ای مالک اگر شب هنگام کسی را در حال گنا ه دیدی


 

فردا به آن چشم نگاهش مکن


 

شاید سحر توبه کرده باشد وتو ندانی


امام علی (ع)

من باور نمی کنم که خدا وجود دارد


مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.

آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسید

آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.


مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟




آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟

نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم.همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیفو ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.

مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.

برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد



عید مبارک

عید مبارک


خدایا

از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار.

نگاهی ،یادی ،تصویری ،خاطره ای

 برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد

روزی چقدر عاشق بودیم

انا لله و اناالیه راجعون


همسفر در راه ماند..زندگی سخت است…لیک..در سفر باید بود

امروز صب مامان بزرگ جونم پرکشیدرفت رفت ..........

وچه زوددیر میشود گاهی

خدایا خودت نگهدارش باش 


تشکر

با سلام 

به تمام ی دوستان خوبم که درنبودمن قدم رنجه کردن قدم به کلبه این حقیر گذاشتن وبا نگاه زیباشون منو 

نوازش کردن 

 بسیار سپاسگذارم 

خدا همه مریضا رو شفا بده دیشب شب عزیز ی بود 

خدارو شکر میکنم که به وسیله یه دوست از طریق امواج وصل شدم حرم امام رضا

واسه همه دوستان دعاکردم واسه همه عاقبیت بخیری سلامتی و شادی  خواستم

این مدت نبودم مامان بزرگ مریضه  دکترا گفتن دیگه امیدی نیست

واسه همین نبودم 

اخ که  چقدر زندگی بیرحمه  یا ما فکر میکنیم بیرحمه

 


التماس دعا

سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا                   مِنَ النّارِ


 يَا نُورَ النُّورِ يَا مُنَوِّرَ النُّورِ يَا خَالِقَ النُّورِ


 يَا مُدَبِّرَ النُّورِ يَا مُقَدِّرَ النُّورِ يَا نُورَ كُلِّ نُورٍ


 يَا نُورا قَبْلَ كُلِّ نُورٍ يَا نُورا بَعْدَ كُلِّ نُورٍ


 يَا نُورا فَوْقَ كُلِّ نُورٍ يَا نُورا لَيْسَ كَمِثْلِهِ نُورٌ