هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد
بودا به دهی سفر كرد ...
زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد .
كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و
گفت : این زن، هرزه است به خانهی او نروید
بودا به كدخدا گفت : یكی از دستانت را به من بده
كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت
آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن كدخدا بیشتر تعجب كرد و
گفت: هیچ كس نمیتواند با یك دست كف بزند بودا
لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی
بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه
باشند . بنابراین مردان و پولهایشان است كه از این زن،
زنی هرزه ساختهاند
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۶/۲۶ ساعت 15:33 توسط حامد پسرتنها
|
آرامش آن است که بدانی هر گام دست تو